تبلیغات

مقدمه :
منابع آبهای طبیعی شامل آبگیرها ـ بركه ها و هورها و تالابها مواهبی خدادادی هستند كه علاوه بر فوائد معمول و نقشی كه در اكوسیستم و محیط زیست دارند می توانند منابع مهمی برای تولید ماهی و ایجاد فرصت های شغلی باشند . از نظر حفظ محیط زیست این منابع تضمین كننده بقاء گونه های آبزی و كنار آبزی پرنده ـ خزنده و غیره هستند كه حیات برخی از این گونه ها به وجود تالاب ها بسته است . مثلاً تولید مثل خیلی از پرندگان در نیزارهای درون این تالاب ها صورت می گیرد . همینطور هم زمستانگذرانی ـ تغذیه ( چراگاه ) و محلی برای پروراندن جوجه های پرندگان هستند . در كنار اینها امروزه گردشگری هم به فوائد منابع آبهای طبیعی افزوده شده است . البته مردم محلی هم از فوائد دیگری مثل تعلیف دام ها و تلطیف هوا هم سود می برند .
اما آیا تولید و برداشت ماهی از منابع آبی با فوائد فوق می تواند در تضاد یا هماهنگ باشد موضوعی است كه در این مقاله به آن می پردازیم . و در پایان نتیجه می گیریم كه وجود ماهی در
تالاب ها و برداشت آن برای حیات تالاب ضروری است .
در شرایط طبیعی وسعت و حجم آب در منابع آبهای داخلی تابعی از نزولات جوی است و نوسانات پریودی فصلی در وسعت و حجم آب آنها هم ضروری است . حتی خشكیدن دوره ای این منابع كه بر اثر خشكسالی پدید می آید هم مفید است ( مشروط بر اینك ه خشكیدن ناشی از مداخلات انسانی نباشد . ) درك این پدیده چندان پیچیده نیست . زمانیكه وسعت یك آبگیر در فصل كم باران كم می شود واراضی زیادی از آن خشك می شود مواد آلی‌( لجن ) ته نشین شده در كف آب فرصت هوازدگی
پیدا می كنند و مینرالیزه شده و به موادی معدنی قابل جذب برای رویش مجدد گیاهان در بستر تبدیل می شوند . از طرف دیگر رویش گیاهان خشكلی زی و پیدا شدن فون جانوران خاكزی زمینه مساعدی برای تولیدات آبزیان بعدی را كه پس از غرقاب شدن مجدد اراضی اتفاق می افتد فراهم
می سازد در واقع مناطق خشك شده تالاب بستری برای تغذیه آتی آبزیان و حتی تخم ریزی برخی
گونه های سازگار را مناطق غرق آب شده فراهم می كنند . تخمریزی ماهی ها در مناطق تازه غرق آب شده به لارو آنان این امكان را می دهد كه علاوه بر تغذیه از تولیدات بیولوژیك ریز جثه از موجودات بزرگ مهاجم و ناخواسته نیز خلاصی یابند . بهمین دلیل كارشناسان اراضی غرق آب شده هورها و تالاب ها و بركه ها را نوعی هاچری ( نوزادگاه ) طبیعی می دانند . بنابراین نوسانات سطح آب در این نوع منابع برای حیات در آنها ضروری است و تلاش در جهت برهم زدن این نظم طبیعی مخرب خواهد بود . زیرا خلقت این موجوادات زنده در این محیط سازگار شده و تغییر محیط ممكن است منجر به نابودی نسل موجود زنده گردد . در كشور ما بعلت شرایط طبیعی تعداد تالابها و منابع آبهای طبیعی زیاد
نیست . ولی همینهایی كه وجود دارند واقعاً برای كل منطقه و جهان با ارزش هستند . متأسفانه اكنون اكثر منابع آبهای طبیعی داخلی در معرض خطر ناشی از ملاحظات انسانی ناآگاهانه و یا برخورد غیرمسئولانه قرار دارند .
در این مقاله جنبه های بیولوژیك تولید ماهی و امكان برداشت ماهی از منابع آبهای طبیعی را مرور می كنیم و مداخلات مخرب انسانی را در حیات تالاب ها گوشزد نموده و پیشنهاداتی برای بهبود وضعیت تالاب ها ارائه خواهیم كرد .

مبانی بیولوژیك تولید آبزیان در منابع آبهای داخلی :
جوهر و عصاره تولیدات بیولوژیك در آبها اینست كه گیاهان آبزی و جلبك ها و بخصوص انواع میكروسكپی آنها قادرند انرژی خورشید را در خود تثبیت كرده و در كنار آن اكسیژن تولید كنند
( واكنش احیایی ) سپس بخش زنده آب ( بیوسنوز ) در جریان یك رشته فعالیت های حیاتی انرژی
تثبیت شده را آزاد كرده و از حلقه ای به حلقه دیگر منتقل می نماید در طی این فرآیند اكسیژن مصرف می شود ( واكنش اكسیداسیون ) . این تثبیت انرژی خورشیدی و انتقال آن از یك حلقه به حلقه های دیگر موجودات زنده بطور دائم در آب ادامه دارد و محدودیتی یا مانعی برای آن وجود ندارد .
بخش زنده آب در منابع آبهای طبیعی را می تواند به چهار قسمت تقسیم كرد .
• گیاهان ( جلبك های میكروسكپی ـ فیتوپلانكتون ها و گیاهان مستغرق عالی )
• جانوران ( از میكروسكپی گرفته تا جانوران درشت آبزی )
• ماهی ها
• باكتریها ( میكرو ارگانیسم های تجزیه كننده )
وجود این چهار بخش برای تولید و ادامه حیات در منبع آبی الزامی است و حذف هر گروه از موجودات منجر به توقف كل حیات در این آبگیر می شود .
جلبك ها و گیاهان آبزی مواد غیرآلی ( معدنی ) را به كمك نور خورشید به مواد آلی تبدیــل
میكنند و اكسیژن را بعنوان یك محصول جانبی عمل فتوسنتز در آب آزاد می كنند كه وجود آن هم لازمه ادامه حیات جانوران در آب است . جلبكهای میكروسكپی و تك سلولی ادامه حلقه از زنجیره هایی هستند كه این زنجیره ها از همه طرف با هم ارتباط داشته و شبكه غذایی را ر آب تشكیل می دهند .
یكی از شاخص های مهم برای برآورد شدت تولیدات در منابع آبی سبزی رنگ آب یا میزان كلروفیل موجود در سلول های گیاهی است . بزبان ساده هرچه آب سبزتر باشد تولید بالقوه بهتری می تواند داشته باشد . امروزه این شاخص با فن آوری سنجش از راه دور ‌( ماهواره ) قابل اندازه گیری است و لذا می توان تولیدات ماهی در منابع آبی را هم بكمك ماهواره تخمین زد .
جلبك ها و موجودات گیاهی دیگر معمولاً توسط جانوران میكروسكپی و درشت خورده
می شوند . مصرف كنندگان آنها طیف وسیعی از جانوران آبزی هستند كه بعضاً با چشم هم دیده
نمی شوند و برخی دیگر مثل ماهیان فیتوپلانكتون خوار خیلی بزرگ هستند و به این ترتیب انرژی
تثبیت شده در سلول های گیاهی به سلول های جانوری منتقل می شود . جانوران ریز هم توسط جانوران درشت تر خورده می شوند و سرانجام ماهیها جانوران درشت یا ریز را می خورند و در انتهای زنجیره در شرایط طبیعی معمولاً ماهیان ماهی خوار بزرگی وجود دارند كه مصرف كننده نهایی تلقی
می شوند . در این میان تولیدات متابولیكی حاصل از فعالیت این جانداران یا لاشه موجودات مرده در آب بوسیله تجزیه كنندگان ( باكتریها ) مجدداً به مواد معدنی تبدیل می شوند و مجدداً مواد در شبكه تولیدات طبیعی باز چرخش می یابند . این فرآیند بصورت خلاصه در شمای زیر نشان داده شده اند .

جلبك ها نور خورشید
مواد آلی (1) مواد معدنی

مواد آلی (2) مواد آلی (3)
باكتریها
مسیر تجزیه

برای جلبك ها مانعی برای تثبیت انرژی خورشیدی وجود ندارد بنابراین تثبیت انرژی بطور پیوسته و حتی بدون گرفتن مواد از آب ادامه دارد . اما در حالیكه مواد در آب بصورت شمای فوق چرخش پیدا می كنند مسیر تثبیت انرژی در آب یك مسیر یك طرفه است . یعنی انرژی خورشیدی فقط وارد آب می شود : ( نور خورشید مواد زنده + حرارت ) و بطور پیوسته جذب شده و به مواد آلی تبدیل می شود . در نتیجه تولیدات بیشتر و بیشتر می شوند و در طی یك مدت مثلاً یك روز ممكن است یك تن مواد زنده در یك هكتار آبگیر تولید شوند در حالیكه فقط چندین گرم از مواد معدنی آب مصرف شوند .
• اگر ماهی در آبگیری وجود نداشته باشد . انتهای زنجیره غذایی ممكن است به انواعی از دوزیستان یا خزندگانی كه در همه جا یافت می شوند ختم شود . در آنصورت در یك آبگیر غنی از مواد معدنی ممكن است میلیونها بچه قورباغه تولید شوند . این قورباغه ها در طبیعت معمولاً وقتی از آب بیرون
می آیند مورد مصرف پرندگان كنار آبزی می رسند ولی اگر پرندگان از راه نرسند در آنصورت
میلیون ها قورباغه می توانند به روستاهای مجاور حمله ور شوند . همچنین خزندگان نظیر مار یا لاك پشت ( البته با جمعیت كمتر از قورباغه ) بوجود می آیند . بنابراین اگر گزینه تولید ماهی از آبگیر حذف شود نه تنها انرژی زیادی بهدر رفته بلكه ممكن است آفتی هم دامن گیر محیط اطراف بشود ! !
• اگر در منبع آبی ماهی وجود داشته باشد و هیچگونه دخالت انسانی صورت نگیرد چه اتفاقی
می افتد ؟ در اینصورت جمعیت ماهیان از نظر كیفی به یك حد ماكزیمم رسیده و بیشتر نخواهد شد زیرا پس از گذشت مدت زمان طولانی افراد جمعیت مسن شده و درصد گونه های گوشتخوار در كل جمعیت رفته رفته افزایش می یابند و سپس جمعیت مسن رو به كاهش گذارده و جمعیت جوان هم بعلت وجود ماهیان شكاری فرصت ازدیاد پیدا نمی كنند . ادامه این روند ممكن است به جایی برسد در یك منبع آبی فقط تعداد بسیار كمی ماهی درنده باقی بمانند . ولی در این شرایط فرضی تثبیت انرژی خورشیدی در آب همچنان ادامه داشته و تولیدات بیولوژیكی هم وجود دارد ولی این تولیدات نمی توانند به ماهی تبدیل شوند و بنابراین در چنین شرایطی هم تولیدات هدر می روند .
ولی اگر برداشت ماهی از این منبع بموقع شروع شود مخصوصاً اگر بتوانیم برداشت انتخابی داشته باشیم یعنی ماهیان مسن و گوشتخوار را بگیریم در آنصورت جمعیت فرصت می یابد تا خود را بازسازی كرده و تولید ماهی بیشتر و بیشتر می شود . به تغییر بیوماس ماهی در یك واحد زمانی مشخص تولید گفته می شود . هرچه برداشت بموقع تر و در پریودهای منظم تر باشد . امكان تولید ماهی در آب بیشتر است و در آنصورت می توان با ایجاد تعادل جمعیتی از تولیدات طبیعی آب بیشترین بهره را برد .
بنابراین برداشت ماهی از آب هم لازم است بشرطی كه این برداشت معقول و مسئولانه باشد .
مشاهده میشود كه عدم وجود ماهی یا عدم برداشت ماهی هر دو میتوانند به حیات تالاب صدمه وارد كنند .

مداخلات نابجا و غیرمسئولانه در منابع آبهای طبیعی
تالاب ها ـ بركه ها و هورها و هر منبع آبی طبیعی دیگر نمی تواند با سلیقه های افراد كه مدام در حال تغییر هستند اداره شود زیرا هرگونه دخالتی كه منجر به آسیب ذخایر یا ظاهر منبع گردد ممكن است سرانجام كل حیات منبع را تحت تأثیر قرار دهد .
نمونه های زیادی از این نوع دخالت های نابجا وجود دارند كه تمام كارشناسان و دست اندركاران شیلاتی و محیط زیستی از آنها اطلاع دارند . واقعیت آنست كه اكنون وضعیت منابع آبهای طبیعی داخلی در ایران نامطلوب است و این مشكلات بعضاً ناشی از ندانم كاری و تعدد مراكز
تصمیم گیری هستند . رئوس مداخلات نابجا را می توان بصورت ذیل دسته بندی كرد .
- قطع سهمیه آب منابع آبهای طبیعی :
این موضوع در مناطقی كه احداث سدهای مخزنی و توسعه كشاورزی در بالا دست اتفاق افتاده كاملاً مشهود است .
پیشنهاد می شود در هر طرح آبیاری و كشاورزی و سدسازی به سرنوشت تالاب در پائین دست توجه كافی مبذول شود .

- افزایش آب تالاب ها :
همانطور كه كاهش سهمیه آب منابع آبی مشكل زا خواهد بود ورود بی رویه آب و یا پمپاژ آن هم مشكلاتی در پی دارد . یك مورد از این مشكلات جلوگیری از خشك شدن تالاب است كه همانگونه كه در ابتدا توضیح داده شد تمام منبع آبهای داخلی طبیعی به یك دوره خشك سالیانه احتیاج دارند . مورد دوم آبهای ورودی به تالابها ، پسابهای كشاورزی یا شهری هستند كه حاوی بار مواد آلی و آلاینده های خانگی هستند . ورود مواد آلی و كودهای كشاورزی به تالاب ها و بركه ها در ابتدا موجب شدت گرفتن فرآیندهای تولید بیولوژیك و پوشش گیاهی وسیع و سپس شرایط بی هوازی و محرك تدریجی تالاب
می گردد . مورد سوم در برخی مناطق ایران زهآب كشاورزی ورودی به تالاب شور هستند و در نتیجه بتدریج آب های منابع آبی را شور می كنند . شور شدن آب موجب تغییرات فن جانوری و فلور گیاهی شده و تولید را كاهش می دهند .

- جلوگیری از خروج آب از تالاب :
بستن معابر خروجی آب بهرشكل موجب خفگی آب در دراز مدت می گردد .

- ماهی ریزی غیرمسئولانه و غیركارشناسی :
ماهیدار كردن منابع آبی زمانی مفید خواهد بود كه امكان تولید طبیعی گونه یا گونه هایی از
ماهیان وجود نداشته باشد مثلاً مناطق تخم ریزی طبیعی یك گونه از بین رفته و در نتیجه امكان تولید مثل آن نوع ماهی وجود نداشته باشد . در غیر اینصورت ماهیدار كردن منبع آبی كاری بیهوده است . همچنین ورود ماهیان غیربومی زمانی مفید خواهد بود كه غذای اضافی در منبع آبی وجود داشته باشد و برای مصرف تولیدات بیولوژیك مازاد از یك گونه تجاری بخصوص استفاده می شود . البته بهتر است كه ماهی جدیدالورود به منبع آبی امكان تخم ریزی طبیعی را نداشته باشد . ضمناً گونه های علفخوار شدید یا ماهیان شكارچی و یا ماهیانی كه خیلی زود بالغ شده و سالی چند بار تخم ریزی می كنند را نباید وارد منابع آبی نمود .
- لایروبی منابع آبی و قطع گیاهان یا چرای بی رویه احشام در منابع آبی كه منجر به كاهش سطح پوشش گیاهی می شود .
- ساختن پل ها و جاده ها و هرگونه سازه مصنوعی اكوسیستم تالاب ها را بهم می زند حتی عبور
سیم های برق از مسیر تالاب ها هم كاری بسیار غیرمسئولانه بحساب می آید .
- و بالأخره و از همه مهمتر آلودگی صنعتی و شیمیایی و كشاورزی آب های ورودی به تالاب هاست
كه امروزه گریبانگیر اكثر بركه های طبیعی كشور است .
در خاتمه باتوجه به شرایط موجود و وضعیت تالاب های كل كشور و خطراتی كه این منابع خدادادی را تهدید می كنند و اینكه شرایط در همه جا یكسان نیست پیشنهاد نگارنده مقاله آنست كه برای تالاب های مهم كشور هر یك مركز كوچكی بعنوان مركز پایش دایمی و مطالعات دایر شود ( البته با كمك سازمان های مردم نهاد و غیردولتی ) كه از آن طریق كلیه اقدامات و تصمیم گیریها هماهنگ شده و ضمناً تمام فرآیندهای حیاتی و اقدامات بهره برداران هم زیرنظر گرفته شود . بدیهی است می توان
هزینه های تأسیس این دفاتر را هم از بهره برداران تالاب ها بصورت بهره مالكانه دریافت كرد . بنظر
می رسد اگر این دفاتر دولتی نباشند بهتر است ولی می بایستی دولت به آنها اختیار و اقتدار لازم را از طریق وضع قوانین بدهد كه بتوانند جلوی اقدامات مخرب را بگیرند